آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Lay On

American: ˈleɪˈɑːn British: leɪɒn

معنی lay on

phrasal verb

تدارک دیدن، تهیه کردن، آماده کردن

phrasal verb

پخش کردن، توزیع کردن، تقسیم کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
phrasal verb

حمله کردن، یورش بردن

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت lay on

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lay on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lay on

لغات نزدیک lay on

پیشنهاد بهبود معانی